مدح و منقبت حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
بــاور کـنـیـم قــصـۀ روز مــعــاد را احـیـا کـنـیـم در دل خـود اعـتـماد را تـمـکـیـن کـنـیـم آیــۀ نـاب جـهــاد را از بَر کـنـیم مُصحـفِ زین العـبـاد را تا خـو کـنـیـم با روشِ زین العـابـدین دستی خوش است تا به سِلاحِ دعا بریم دستی دگر به قـبضۀ شمـشـیرها بریم هم نیمهشب به عرصه محراب پا بریم هم در زمـان حـرب قـدم با وفـا بریم این است سبکِ زندگی نابِ ساجـدین پندارِ ما ز حضرتش اصلاً صحیح نیست او را اگر حریم و رواق و ضریح نیست کس همچو او مقابل دشمن صریح نیست مانند وِی خطیبِ بلیغ و فصیح نیست زان خطبه تخت و تاجِ ستم ریخت بر زمین مـا غــافــلــیــم از جــریـانِ امــامهــا دارنـد هـر کـدام بـه دوران قــیــامهـا سـجـاد را جـهــاد یـکـی از تـمــامهـا بـسـیـار تـحـتِ تـربـیـتِ او غــلامهــا از بردگان سپاهِ قوی ساخت اینچـنین شبها فقط نه تا به سحر در عبادت است در کار خیر، وقفِ بشر از ولادت است احسانِ او به خلقِ خدا نیز عادت است سِرّی از او ز قصۀ بعد از شهادت است با زخمِ گُرده، خاک شد آن یارِ مؤمنین هر صفحه از صحیفۀ او نقشهای ز راه دوری ز مصحـفش بخدا برترین گناه شد هر قـدم، بـدونِ دعـاهای او تـبـاه خواهـیم اگر بجان و دل ما کـند نگـاه راهش، قدم بـجـای قـدمهای عـابـدین اِبنُ الحسین گرچه عزادار کربلاست مامـورِ کـربـلا و نگهـدار کـربلاست بر دوشِ او سوار همه بار کربلاست بعد از حسین، اوست که سالار کربلاست پیغـمـبرِ شهـید و اسـیر است آن امین وقتی حسین، جان به کنار فـرات داد با بذل جان خویش به عالَـم حیات داد بیمارِ اوست جان به همه کـائنات داد دانی که بود جان امـامت نجـات داد؟ زینب شد از عنایت حق، ناخدای دین وقـتی سـپـاهِ فـاطـمه تـحـریم میشود تازه ز سوی عـلـقـمه تکـریم میشود روزیکه جانِ ما هـمه تقـدیم میشود بدبخت آنکه جا زده، تـسلـیم میشـود هـستـیم پـای کـارِ امـام زمـان یـقـیـن آنانکه بـوی کـرب و بـلا را گرفتهاند درس از قـیـام زینب کـبری گرفتهاند اینگونه راهِ حضرت زهـرا گرفتهاند لطفِ خداست، هدیه ز مولا گرفتهاند ما را شهـادت است تـمـنای راسـتـین |